آرشیدا جونآرشیدا جون، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره

❤✿عشق ما✿❤

اولین مهمونی آرشیدا جون! خونه دلسا جونی!

1392/12/4 13:52
نویسنده : مامان سارا
331 بازدید
اشتراک گذاری

آرشیدای نازنینم! دختر گلم!

3 شنبه خونه خاله سارا دعوت بودیم !

خاله بهنوش و خاله الهه هم بودن !

شما و مهران و آدریان مهمون دلسا جون بودین! خیلی هم میزبان خوشرو و مهربونی بود!

با هم بازی کردین ! شما شکمو بازی در اوردی و دستت گاز گرفتی و اشکتم در امد! الهی من بمیرم!

جالب اینکه تو دلسا حسابی بازی کردین و شدیدا مقاومت میکردی نمیخوابیدی!

آدریان و مهران خوابیدن!

بعد که بیدار شدن تو دلسا خوابتون برد 2 تا 2تا باحال بود!

در کل همتون خوب بودین ! شما اروم و خانوم بودی!

دلسا خوش رو و مشغول بازی!

مهران هم مشغول غر زدن و گریه!و البته خوش تیپ!

آدریان هم خوب و دوس داشتنی!

خیلی خوش گذشت و خاله سارا دستت درد نکنه! کلی زحمت دادیم بهتون!

بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس برای خاله سارا جون مهربون و دلسای خوش رو!

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت 1 : یادمون رفت معرفی کنیم از راست :

مهران جون -  دلسا گلم - آدریان جون - آرشیدای نازنینم

قلبماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچماچ

برای همشون!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

خاله پونه
1 اسفند 92 20:46
خوش بحالت آرشیدا گلم خوش گذشت خاله جونی؟جای آوین هم خالی میکردی
مامان سارا
پاسخ
مرسی خاله جونم ! جای شما سبز! انشالا بعدا شمارو هم ببینیم!
دلسارا
1 اسفند 92 23:19
خاله جونم شما مهربونی کردین و لطف کردین و خونه ما رو با وجودتون روشن کردین . من که دلم مونده پیش فندق های شما . زحمت کشیدی و اون رنگینک خوشمزه رو آوردی که باعث شدی من رژیمم رو بشکنم . روز خوبی بود چون شماها بودین . قربون آرشیدا با اون اشکاش برم من که عین بارون میومد . تو هم خاله بینظیر و خونگرم خودمون هستی . فدات بشم من ...
مامان سارا
پاسخ
نوش جونتون ! اصلا قابلتونو نداشت! انشالا اومدیدن خونمون بازم درست میکنیم ! حسابی تو زحمت افتاده بودی ! خاله دوس داشتنی و نازنین! اینقد دلسا خوش اخلاق بود کیف کردم !
خاله الهه مامان آدریان
3 اسفند 92 0:10
خاله سارا من و آدریان که عاشق آرشیدا شدیم با اون نگاهش،و خیلی خوشحال از دیدنتون
مامان سارا
پاسخ
ماشالا آدریان جان که اینقد آقاست! که ادم لذت میبره از نگاه بهش! ما هم خوشحالیم دوستای به این خوبی پیدا کردیم!
خاله بهنوش و مهران
5 اسفند 92 0:57
خاله سارایی به ما لطف دارین... خیلی خیلی از وجود شما و آرشیدای نازم لذت بردیم... البته ببخشید که چند دفعه اسباب بازی هاتون رو به زور مهران از دست آرشیدای معصوم و مظلوم گرفت...
مامان سارا
پاسخ
خاله جونم! ما هم خیلی شادمان گشتیم از داشتن دوستانی چون شما! این چه حرفیه بچه ها به چیزای جدید واکنش نشون میدن خاله! ارشیددا خیلیم خوشحال میشه دوستاش با وسایلاش بازی کنن!
الهه
5 اسفند 92 11:46
من عاشق عکسای دسته جمعی ام که از این کوچولو ها میگیرین خوشا به حالتان چه جالب مهمونی سارا با مهمونی جشن دندونی ارشیدای شیرین دقیقا تو یک روز بوده البته من از تو وبلاگاتون که میخونم خبر دارم و الا ما رو اینجا کسی مهمونی دعوت نمیکنه
مامان سارا
پاسخ
ا !!!!مبارکش باشه ارشیدای شیرین جون به سلامتی! انشالا خاله جونم همو می بینیم !
noonish
5 اسفند 92 13:01
ای جانم آرشیدا.من عاشق چشم ابروشم...حتمنی صدقه بذار.خیلی ماهه.خدا حفظش کنه.
مامان سارا
پاسخ
قربونت برم خاله نونیش جونم!چشم! چشم ابروی آیسان گلم که خیلی خوشمل و نازه!